تاملی کوتاه بر برخی شایعات پیرامون بودجه آذربایجان
دروغ
پراکنی هنوز قبیح است؛
در
زمان های پارینه داریوش در نیایش معروف خود
از خداوند می خواهد که ایران را از دروغ،دشمن و خشکسالی در امان دارد.در
فرهنگ اسلامی ما نیز دروغ گویی مذموم بوده و دروغ دارای درجاتی از گناه است.در
قوانین موضوعه دروغ در صورتی که در قالب افترا با قصد اضرار به غیر باشد بزه
دانسته شده است.
اما
امروزه تمسک به هر دستاویزی برای بلندتر کردن صدا و راستین نشان دادن ادعاها مجاز نیست.ولی
سیاست های غیرآرمان خواهانه از دروغ تغذیه می کند،با دروغ پیش می رود و البته
سرانجام دیر یا زود در آوار دروغ مدفون می شود. در این میان ظاهرا دیوار دولت و
وزارتخانه های دولتی از همه کوتاهتر است.در ایران در همه زمان ها چه پیش از انقلاب
و چه پس از انقلاب دروغ بستن به دولت یکی از ابزارهای مبارزاتی برخی از فعالان
سیاسی بوده است.هیچگاه هم کسی از این افراد نخواسته است ادعاهای خود را ثابت کنند
و حتی دولت و نمایندگان آن هم در بند اعاده حیثت از خود نبوده است.این عده به شکل
زیرکانه ای همواره ادعاهایی سراپا کذب را مطرح و یا به زبان بهتر شایع می کنند و بار
اثبات یا انکار بر عهده دولت می گذارند.
یك جدول راهبردی
تراکتورسازی
منبع : سایت جمهوری خواهی
در بدو امر همه چیز فقط یک فوتبال است با باشگاهی قدیمی با تماشاگرانی خوب. شاید زیاد جدی گرفته نشود. به مانند بسیاری دیگر از مقولات مشکلآفرین که ما ایرانیها معمولاً به سادگی از کنارش میگذریم، شاید هم از مواجه شدن با آن فرار میکنیم؛ تا زمانی که موضوع تبدیل به "مسئله" شود. صحبت در خصوص تیم تراکتورسازی تبریز ایران است. نام رسمیاش همین است اما پارهای از طرفدارانش دوست دارند نامش را تراکتور آذربایجان بگویند. حتی تراکتور هم نه تراختور، تا محلیتر و بومیتر باشد. گاهی اوقات حتی تفاوت هجاها و واجها نیز تعیین هویت میکند. البته بسیاری معتقدند که این واژهسازیها از ذهن عدهای از فعالان سیاسی بیرون میآید و الا طرفداران ورزشی در این خصوص تخصصی ندارند. آنها میگویند ممکن است یک اتاق فکر سیاسی برخی راهبردها مانند تجربه بارسلونا ـ کاتالان را مطالعه و به وسیله این تیم در حال پیاده کردن آن باشد.
الزامات ایرانی بودن را رعایت کنید
بیش از یک دهه از پیدایش و آغاز به کار کانال های تلویزیونی فارسی زبان در خارج از کشور می گذرد. این کانال ها تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم،مثبت و منفی خود راداشتند و کارکردهایشان از اهداف اولیه و تصورات نخستین فراتر رفت و به تضمن و حاشیه نیز کشیده شد.
تلویزیون ها و حتی رادیو ها که در این نوشتار" رسانه" خوانده خواهد شد با سیاست های تعیین شده قبلی تلاش داشتند اهداف مورد نظر مدیران را به مرحله تحقق برسانند و طبیعتا خروجی این نهادها نیز بر اساس همان اهداف و سیاست ها در دسترس مخاطب قرار می گیرد.
متاسفانه در یکی- دو سال گذشته به ویژه در دو ماه اخیر شاهد دگرگونی رویکردها در برنامه های این رسانه ها بودیم که احتمالا از عدم درک منافع و مصالح بلند مدت مردم ایران (مخاطبان) ناشی می شود. این رسانه ها به ویژه تصویری،با برجسته سازی شکاف های قومی به طرز نامناسبی برنامه ها و میزگردهای جهت دار و یک طرفه ای را با حضور عناصر قومیت گرا ترتیب دادند که که در نهایت به تضعیف یکپارچگی ملی (National cohesion) و دست کاری ساختارهای هویتی می انجامد.
بدیهی است هر دولت- ملتی بر اساس یک سری ارزش ها و اولویت های سیاسی-هویتی تشکیل می شود و مردم،نهادهای مدنی،نخبگان و روشنفکران و... سعی می کنند با دفاع از این ارزش ها موجودیت ملی را حفظ و یا تقویت نمایند. دولت-ملت ما نیز بر اساس ارزش های اولیه و خطوط قرمزی شکل گرفته است که تضعیف یا تعرض بدان مساوی با تضعیف موجودیت ملت خواهد بود.
پاسخ استاد دانشگاه بهشتی به صدیق کذاب در خبرگزاری ایلنا

حکم دادستانی در مورد محکومیت محمد زاده صدیق به جرم اهانت به امام
مدعی امروز امام ، هتاک و دشمن دیروز
آقای حسین محمد زاده صدیق در کتاب هایش و نیز در نامه ی دفاعیه ای که اخیرا در روزنامه شرق منتشر کرده بود ادعا داشت که از شیفتگان امام خمینی بوده و از مترجم آثار او می باشد. وی در عین حال یک پان ترکیست دو آتشه ضد ایرانی است و از بیشتر دهه ۶۰ خورشیدی را در ترکیه گذرانده است. آقای صدیق که از مدعیان انقلاب و امام و جمهوری اسلامی است ترسو و نان به نرخ روز خوری بیش نیست و ترجمه آثار امام را نخست به عنوان یک حرفه پر در آمد و سپس به عنوان یک حریم امنیتی تلقی می کند. صدیق و امثال صدیق هر بار در بحث و مباحثه نا کام می آورند شروع می کنند به تهمت و افترا زدن به طرف مقابل و متهم کردن ایران دوستان به سلطنت طلبی و ضد اسلام بودن. سپس زیر سایه امام رفته و خود را د موضع امام قرار می دهند تا حریف را خلع سلاح نمایند و دهانش را بسته باشند.
حسین محمد زاده صدیق را بیشتر بشناسیم
حسین محمد زاده صدیق (دوزگون) که کتاب اخیر وی به نام ... موجب خشم و نفرت عمومی مردم ایران و فرهنگ دوستان کشورمان شده است، کیست؟ انتشارات اندیشه نو (واقع در تهران ،خ کارگر شمالی) که چندین کتاب ضد ایرانی را به چاپ رسانیده است کجاست و توسط چه کسانی اداره می شود؟ چرا در حالی که ناشرانی مانند نشر نی،آگه و اختران لغو امتیاز می شوند، و یا کتاب هایشان مجوز نمی گیرد، نویسندگانی مانند حسین صدیق و نشر اندیشه نو به راحتی می توانند به فعالیت های خود ادامه بدهند! تخریب چهره ایران و ایرانیت به بهانه رویارویی با شونیسم فارس، پان فارسیسم و رضا شاه جز پان ترکیست ها به سود چه کسی است؟
این ها پرسش هایی است که در این نوشته کوتاه به بیان آن می پردازیم و چهره خائن و ضد ایرانی این عنصر وطن فروش و هزار چهره روشن شود.
نامه سرگشاده محمد بقایی به وزیر ارشاد : "اینجا ایران است"
« روح ملی »

اندیشمندان بزرگ ناسیونالیست در اروپا و ایران همواره به وجود روح ملی در میان ملل باور داشته اند. ارنست رنان(زبان شناس و ناسیونالیست فرانسوی)،فیخته و ماکس وبر از فیلسوفان ناسیونالیست آلمان در نوشتارها و انگاره های خود به روح ملی مردمان اشاره کرده و آن را یکی از عناصر سازنده ملیت دانسته اند.
آنتونی اسمیت در اثر خود، ناسیونالیسم (نظریه ایدئولوژی تاریخ) می نویسد: «از نظز رمانتیک ها همانند رنان،ملت یک اصل روحی یک روح ملی بود و هر ملتی سرنوشت و ماموریت خاص و همچنین فرهنگ بی نظیر و "ارزش های فرهنگی غیر قابل جایگزین" خاص خود را داشت. اعتقادی که ماکس وبر به عنوان علامت و نشانه ناسیونالیسم در نظر داشت. اما بر خلاف رنان رمانتیک های آلمانی منبع روح ملی را نه در تاریخ یا سیاست بلکه در اراده برآمده از فرهنگ یا در فرهنگ زبانی و ارگانیک پیدا کردند که در اراده ملی برای تحقق بخشیدن به خود در یک ملت مستقل بیان می شود.»
«ملیگرایی»
جان هاچیستون و آنتونی اسمیت
برگردان: دکتر مصطفی یونسی و دکتر علی مرشدیزاد-
ملیگرایی یکی از قویترین نیروهای دنیای مدرن است. با وجود این، تا کنون مطالعه آن نسبتا مغفول مانده است. ملیگرایی به عنوان یک ایدهئولوژی و جنبش، تاثیر زیادی بر انقلابهای آمریکا و فرانسه گذاشت، اما تا اواسط قرن نوزدهم مورد مطالعه تاریخی قرار نگرفت و تا اوایل قرن بیستم، تحلیل اجتماعی – علمیای درباره آن انجام نشد.
تحقیقات مستمر در خصوص ملیگرایی تا پس از قرن بیستم به تاخیر افتاد و در واقع تنها از دهه ۱۹۶۰ و پس از فَوران ملیگراییهای ضداستعماری و قومی بود که این موضوع به طور جدی مورد تحقیق محققانی از نحلههای مختلف قرار گرفت.
دلایل چندی برای این وضعیت وجود دارد. نخست اینکه پدیدههای ملیگرایی شامل رشد ملتها و دولتِ ملی و نیز هویت و اجتماع قومی، دارای حوزهای گسترده و شعبههای متعدد است. این حوزه به تعدادی از موضوعات مرتبط کشیده میشود: نژادگرایی، فاشیسم، تحول زبانی، دین سیاسی، اجتماعگرایی، تعارض قومی، حقوق بینالملل، حمایتگرایی، اقلیتها، جنسیت، مهاجرت و نسلکُشی.
ملیگرایی شکلهای متنوع و رنگارنگ به خود میگیرد: دینی، محافظهکارانه، لیبرال، فاشیستی، کمونیستی، فرهنگی، سیاسی، حمایتگرا، ادغامگرا، تجزیهطلب، انضمامخواه، مردمان پراکنده (دیاسپورا)، پان و…
سَیالبودن و تنوع احساسات ملیگرایانه، آرزوهای ملی و ارزشهای فرهنگی ملی، همانند بسیاری از تفاوتهای موجود در هویتهای ملی، مانع دیگری در مقابل تحقیق نظاممند پدید میآورد.
تبلیغات
